نیکوکاران جامعه بشری

راکویچیوس یاروسلاواس و پسرانش چسلواس، یاوزاس، ینوناس و الیمانتاس
Rakevičius, Jaroslavas, and his sons Česlovas, Juozas, Zenonas and Algimantas

موتسورایتیس یوناس و اونا همراه با فرزندانشان: مفودیا (چپین)، الفونساس، زوزانا (لسکاوسکین) و ینوناس.
Mozūraitis, Jonas & Ona, and their children Mefodija (Čepienė), Alfonsas, Zuzana (Leskauskienė), and Zenonas

لیتوانی

یاروسلاواس راکویچیوس یاروسلاواس راکویچیوس

دو خانواده موتسورایتیس و راکویچیوس، با وجود اینکه کشاورزان ساده ای بودند، چند یهودی از گتوی كاوناس (Kaunas) را نجات دادند. در میان نجات یافتگان پسر 8 ساله ای به نام اهرون بریک (باراک) بود که پس از جنگ، همراه با پدر و مادرش به اسرائیل مهاجرت کرد و سالها بعد به سمت ریاست دیوان عالی اسرائیل رسید.

کشتار یهودیان كاوناس مدت کوتاهی پس از اشغال آن کشور توسط آلمان در ژوئن 1941 آغاز گشت. گتو در اوت 1941 برپا شد و کشتارها در تمام مدت برپایی گتو واقع در پورت نهم ادامه داشت. پورت نهم قلعه ای در مجاورت كاوناس بود که محل کشتار هزاران یهودی از آلمان و سایر کشورها بود.

در مدت زمانهای متفاوت، یاروسلاواس راکویچیوس و خانواده اش 20 خانواده یهودی را که موفق به فرار از گتوی كاوناس شده بودند مخفی کردند. در میان آنان، خانواده های ملتس، تولیشویتس (Tulishevitz)، بریک، گولدشتین، لیبمن و شپیر (Shapir) نیز بودند. برخی از آنان توسط یاروسلاواس راکویچیوس و پسرانش از داخل گتو فراری داده شدند. آنها یهودیان را از راه جنگل تا خانه شان در روستای کیدزیای (Keidžiai)، در نزدیکی شهرک رازینیای (Raseiniai)، حدود 100 کیلومتری كاوناس همراهی میکردند. هنگامی که اقامت در خانه آنها بسیارخطرناک شد، تعدادی از همسایگان خود را بسیج کردند و از ایشان تقاضا نمودند تا به مخفی شدگان یهودی پناه موقت دهند. این عملیات پیچیده نجات با خطرات زیادی توام بود. خانه به دژی تبدیل شد که دارای سه پناهگاه، راههای فرار و نقاط دیدبانی در پشت بام بود. با ابتکار بسیار و با کمک همسایگان، خانواده راکویچیوس موفق شد عملیات پنهان کردن یهودیان در خانه شان را تا آزاد سازی منطقه به دست ارتش سرخ ادامه دهد.

لئا بریک و پسر هشت ساله اش اهرون، در میان افرادی بودند که خانواده راکویچیوس آنان را مخفی کرد. آنان موفق شدند از چند عملیات اعدام همگانی  جان سالم به در ببرند. از جمله این اعدامها میتوان از عملیات اخراج کودکان در مارس 1944 نام برد که در خلال آن، 2,000 کودک و سالمند، هنگامی که والدینشان در محل کار خود بودند از خانه های خود ربوده شده و به قتل رسیدند. لئا بریک و پسرش  در ماه مه 1944 از گتو كاوناس فرار کردند و نزد خانواده راکویچیوس پناه یافتند. اما هنگامی که در ماه اوت همان سال خانه راکویچیوس تفتیش و یک کتاب نیایش یهود در آن یافت شد، وی تصمیم گرفت مخفیگاه دیگری برای پناهندگان پیدا نماید. وی از دوستان خود، یوناس و اونا موتسورایتیس درخواست کمک نمود. یوناس و اونا موتسورایتیس زوج کشاورز فقیری بودند که همراه با چهار فرزند خود: مفودیه، الفونساس، زوزانا و ینوناس در روستای لنکچای (Lenkčiai) واقع در استان یوربارکاس (Jurbarkas) زندگی میکردند.

خانواده موتسورایتیس به لئا بریک و پسرش اهرون رحم کردند و راضی شدند آنها را در خانه خود بپذیرند. آنان دو گودال زیر زمینی برایشان حفر کردند که یکی داخل خانه و دیگری در حیاط بود. هنگامی که مهمانان به دیدن خانواده میآمدند و یا جستجوی یهودیان در خانه صورت میگرفت، لئا و اهرون در گودالها مخفی میشدند. آنها تا زمان آزاد سازی روستا توسط ارتش سرخ در خانه خانواده موتسورایتیس ماندند. پس از آزادی، لئا و اهرون بریک به كاوناس بازگشتند و به تسوی بریک، همسر لئا و پدر اهرون پیوستند. در 1947، این خانواده به سرزمین اسرائیل مهاجرت کرد و نام خود را به باراک تغییر داد. اهرون باراک پروفسور حقوق شد و در سالهای 1978 – 1975 به عنوان مشاور حقوقی دولت خدمت کرد. در سال 1978 به سمت قاضی دیوان عالی منصوب شد و در سالهای 2006-1995 رئیس دیوان عالی کشور بود.

در همایشی که در سال 2002 در ید و شم به احترام سهم و کمک بازماندگان هولوکاست به کشور اسرائیل اجرا گشت، باراک دیدگاه خود را در مورد درس عبرتی که میتوان از هولوکاست آموخت اینگونه بیان داشت:

"چه درس عبرتی میتوان از این رویدادها آموخت؟  به طور کلی، باور من بر این است که دو نوع عبرت وجود دارد. نوع اول برای ملت  یهود و کشور اسرائیل، و آن به مرکزیت این کشور در زندگی یهودیان، به صیونیسم و احقاق رویا و نظریه صیونیستی، به استقامت ما، به درماندگی که  در گذشته بخشی از خصوصیات ما بود، به نیاز به عدم تکرار چنین رویدادها، به عدم توانایی ما مبنی بر اعتماد به دیگران و نیاز دفاع از خود، به مرکزیت کشور اسرائیل در زندگی ما و مواردی از این جمله مربوط است.

… هرگز مسیر فرارمان از لیتوانی به لهستان، از لهستان به رومانی، از رومانی به مجارستان، از مجارستان به منطقه تحت اشغال شوروی در اتریش و از آنجا به منطقه تحت اشغال بریتانیا در اتریش را فراموش نخواهم کرد. هنگامی که رسیدیم، از مرز رد شدیم و ناگهان سربازان تیپ یهودی را دیدیم که نشان ستاره داود بر یونیفرم هایشان بود. اینها لحظاتی است که هرگز از یاد نخواهم برد. هنگامی که برای نخستین بار به سرزمین اسرائیل رسیدیم، منظره شهر حیفا از داخل کشتی که به ساحل نزدیک می شد خاطره ای است که همیشه در قلب خود نگاه خواهم داشت."

در 15 ژوئیه 1976، ید و شم، یاروسلاواس راکویچیوس را به عنوان نیکوکار جامعه بشری شناخت.

در 16 مه 1993، ید و شم، چسلوباس یاوزاس راکویچیوس را به عنوان  نیکوکار جامعه بشری شناخت.

در 28 نوامبر 1994، ید و شم، ینوناس و الیمنتاس راکویچیوس را به عنوان نیکوکاران جامعه بشری شناخت.

در 22 ژوئن 1976، ید و شم یوناس موتسورایتیس، اونا موتسورایتیین، مفودیا چپیین، الفونساس موتسورایتیس، زوزانا لاسکاوسکین و ینوناس موتسورایتیس را به عنوان نیکوکاران جامعه بشری شناخت.