جرقه های نور - روایت شش نفر از نیکوکاران جامعه بشری در آشویتس

خانم دکتر آدلاید اووال

خانم دکتر آدلاید اووال دکتر اووال به اتفاق دانشوجیان نیروی دریائی و دانش آموزان متوسطه از اورشلیم، 1966 علامتی که بروی آن نوشته شده "دوست یهودیان". دکتر اووال وادار شده بود که این علامت را در زمانی که به آشویتس فرستاده شد،  به گردن آویزان بکند. امانت گرفته شده از مرکز  مستند سازی یهودیت امروزه،  Mémorial de la Shoah ، پاریس، فرانسه.

دکتر آدلاید اووال روانپزشکی بود که در منطقه تحت سلطه ویشی در جنوب فرانسه زندگی میکرد.

در سال 1942 اووال خبر فوت مادرش را که در پاریس اشغال شده زندگی میکرد، دریافت کرد. اووال از مقامات آلمانی، اجازه ورود به منطقه تحت سلطه آلمان ها را درخواست نمود تا بتواند در مراسم تشیع جنازه مادرش شرکت کند.  آلمان ها این تقاضا را رد کردند، ولی اووال تصمیم گرفت که خودش را به خطر انداخته و پنهانی از مرز عبور کند. او به هنگام عبور از مرز توسط پلیس آلمان بازداشت شده و در زندان بورژ (Bourges) زندانی گردید.

از ژوئن سال  1942 به بعد، اسیران یهودی که به زندان آورده شدند ستاره زرد برلباسشان بود. اووال به شدت به طرز برخود با آنها اعتراض کرده و به نگهبانان میگفت: "یهودیان مانند همگی ما انسان هستند". در مقابل به او گفتند که از این به بعد وی هم عاقبت آنها را خواهد داشت. اووال از این تهدید نترسیده و به لباس خود ورق زردی وصل کرد که در آن نوشته شده بود "دوست یهودیان".

در ژانویه 1943 بعد از بازداشت در اردوگاه های پیتی ورس (Pithiviers)، بون لا رولند (Beaune-la-Rolande) و  زندانهای رومین ویل (Romainville)، اورلانس (Orléans) و کومپین (Compiègne)، خانم دکتر اووال به همراه 200 زن اسیر فرانسوی به اردوگاه مرگ بیرکناو منتقل شد. اووال، پروتستان مذهبی، با 500 اسیر یهودی زندانی شده و به نام "فرشته آسمانی" مشهور گردید. وی از دانش پزشکی خود جهت درمان اسیران یهودی که به تیفوس مبتلا شده بودند، استفاده میکرد. جهت ممانعت از ابتلای دیگران، آنها را در قسمتی مجزا از آن بخش قرنتینه کرده بودند.

به دستور فرمانده اردوگاه دکتر اووال به کار پزشکی مشغول شد. او از دادن گزارش به رؤسای خود درباره بیماری اسیران خودداری میکرد و بدین طریق مانع اجرای حکم مرگ فوری آنها می شد. اووال با فداکاری زیاد به درمان بیماران یهودی پرداخت. برای یهودیان در جهنم آشویتس، دستهای نوازشگر و کلمات محبت آمیزش دنیائی ارزش داشت.

این نقلی از اوست که به خوبی در حافظه تمامی اسیران ثبت شده است، "همگی محکوم به مرگ شده ایم. ولی تا هنگامی که در قید حیات هستیم باید مثل انسانها رفتار کنیم".

سرانجام دکتر اووال به بخش 10 اردوگاه آشویتس منتقل شد که در آنجا آزمایشات پزشکی انجام میگردید. دکتر ادوارد ویرتس او را موظف کرد که علائم اولیه سرطان را در زنان شناسائی کند. دکتر اووال به زودی دریافت که درچهارچوب این تحقیقات، آزمایشات غیرانسانی روی اسیران زن یهودی، بدون بیهوش کردن آنها، انجام میشود. او به دکتر ویرتس اعلام نمود که حاضر نیست در این آزمایشات شرکت کند و همچنین افزود که هیچ کس حق گرفتن جان دیگران یا تعیین سرنوشت آنها را ندارد. بعد از اینکه وادار شد در جراحی عقیم کردن یک زن جوان یونانی همکاری کند، او به دکتر ویرتس خبر داد که به هیچ قیمت حاضر نیست دوباره در این کار نقشی داشته باشد. دکتر اووال در پاسخ به سوال دکتر ویرتس: " آیا متوجه نیستی که این آدمها با تو تفاوت دارند؟" اینچنین جواب داد: "در این اردوگاه افراد زیادی هستند که با من فرق میکنند. برای نمونه تو یکی از آنها هستی".  بعد از خودداری از همکاری در آزمایشاتی که منگله بر روی دوقلوها انجام میداد، وی را مجدداً به بیرکناو برگرداندند. از آنجا به اردوگاه رونبروک فرستاده شد و درآنجا توانست تا زمان آزادی زنده بماند. به هنگام بازگشت به فرانسه سلامتی اش را به شدت از دست داده بود.

در سال 1962 دکتر اووال به حمایت از نویسنده معروف یهودی آمریکائی لیئون اوریس در لندن شهادت داد. این نویسنده  آزمایشات وحشیانه یک دکتر لهستانی به نام ولدیسلاو درینگ برروی اسیران آشویتس را در کتاب مشهورش، اکسودوس، توصیف کرده بود. درینگ که بعد از جنگ در لندن اقامت کرده بود از او به اتهام افترا شکایت نمود. به تقاضای اوریس دکتر اووال به لندن آمده و در دادگاه شهادت داد. قاضی وی را یکی از زنان شجاع و با نفوذ که برسکوی شاهدان در بریتانیا ایستاده اند، توصیف کرد - زنی با روحیه قوی و شخصیت فوق العاده.
در 18 ماه مه 1965، "ید و شم" لقب نیکوکار جامعه بشری را به دکتر آدلاید اووال اعطاء کرد.